پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

مقدمه 11

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

پل نويا « 1 » [ 1980 - 1925 ] همه در سالنامهء گذشتهء ما يادنامهء زيباى پل نويا براى هانرى كربن را كه او خود يكى از معتبرترين و شايسته‌ترين شاگردانش بود خوانده‌اند . كه مىتوانست تصوّر كند كه يك سال بعد در همين سالنامه يادنامه‌اى براى خودش نوشته خواهد شد ؟ پل نويا بعد از ظهر روز سه شنبه پنجم فوريه به مرگى ناگهانى درگذشت ؛ تازه قدم در پنجاه و پنج سالگى گذاشته بود . براى دوستانش و براى همكارانش در بخش علوم دينى مدرسهء مطالعات عالى و براى دانشجويانش كه از اين واقعه ، روز بعد ، يعنى هنگامى آگاه شدند كه آمده بودند تا در كلاس درسش حضور يابند ، فقدان ناگهانى او به راستى ضربهء روحى سختى بود . نويا شب قبل ، در كميسيون « مجموعهء » ما حضور يافته بود و با همان صراحت و همان « ساده دلى » طبيعى خود در گفتگوها شركت كرده بود . . . البته ما چند تنى بوديم كه مىدانستيم كه سلامتش زود شكن است . چند سال پيش ، در بيروت سكتهء قلبى شديدى كرده بود كه نزديك بود او را از پاى درآورد ، و از آن پس اين بيمارى او را مجبور كرده بود كه با پرهيز و احتياط بسيار زندگى كند . شايد خودش هم مىدانست كه حالت زندگى پس از مرگ دارد و هر دم در معرض حادثهء محتوم است . من از خود مىپرسم آيا ما تا حدّى مسئول فقدان او نيستيم ؟ زيرا به حدّ كفايت پرواى حال او نداشته‌ايم و غالبا ، چنان كه گويى از سلامت عادى برخوردار است ، بيش از حدّ او را به كار مىگرفتيم و او هم هيچ گاه از كار شانه خالى نمىكرد .

--> ( 1 ) ترجمهء مقاله‌اى است از : DanielGIMARET . inAnnuairedelaV' Sectiondel'Ecole PratiquedesHaute sEtudes , 83 - 23 . p ، 1980 . زيراكس اين مقاله را دانشمند محترم آقاى يان ريشار ( drahciRnnaY ) استاد دانشگاه پاريس براى آگاهى خوانندگان اين ترجمه فرستاده‌اند . از ايشان صميمانه سپاسگزارم ، و نيز از همكار گرامى آقاى عبد المحمد روح بخشان كه به واسطهء ايشان اين مهمّ صورت گرفت و اين توفيق براى من حاصل شد كه پس از جستجوى بسيار سرانجام بتوانم اطلاعاتى دربارهء زندگى نويسنده در آغاز اين ترجمه بياورم - م .